vorschlafen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃlaːfn̩/
Wortzerlegung: vor·schla·fen
فعل

پیش‌خوابی کردن، از قبل خوابیدن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

پیش از شروع یک شیفت کاری شبانه یا برنامه‌ای با کمبود خواب، زودتر یا بیشتر خوابیدن تا خستگی جبران شود

  • Ich muss am Nachmittag etwas vorschlafen, weil ich heute Nachtschicht habe.من باید بعدازظهر کمی پیش‌خوابی کنم (از قبل بخوابم)، چون امشب شیفت شب دارم.
  • Er hat versucht, vor der langen Autofahrt ein paar Stunden vorzuschlafen.او تلاش کرد قبل از رانندگی طولانی چند ساعتی از قبل بخوابد.