vorsehen
در نظر گرفتن، پیشبینی کردن، از پشت چیزی دیده شدن
Beispiele
- Ich konnte hinter der Hausecke ''vorsehen.توانستم از پشت گوشه خانه نگاه کنم.
- Der Stellvertreter war für das Amt ''vorgesehen.جانشین برای این سمت در نظر گرفته شده بود.
- Hier drüben haben wir dann die Fußgängerbrücke ''vorgesehen.ما اینجا پل عابر پیاده را در نظر گرفته بودیم.
- Wenn alles klappte, war eine Belohnung ''vorgesehen.اگر همه چیز طبق برنامه پیش میرفت، پاداشی در نظر گرفته شده بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پیشبینی کردن، در نظر گرفتن، برنامهریزی کردن
- Wir haben für das Projekt ein großes Budget vorgesehen.ما بودجه زیادی برای این پروژه در نظر گرفتهایم.
- Das Gesetz sieht strenge Strafen vor.قانون مجازاتهای سختی را پیشبینی میکند.
2
sich
احتیاط کردن، مراقب بودن
- Sieh dich vor!مراقب باش!
- Er sah sich vor, nicht zu stolpern.او مراقب بود که زمین نخورد.
3
für + Akkusativ
برای چیزی در نظر گرفته شدن (معمولاً در حالت مجهول یا با 'sein')
- Er ist für diese Aufgabe vorgesehen.او برای این کار در نظر گرفته شده است.
- Das ist nicht für dich vorgesehen.این برای تو در نظر گرفته نشده است.