vorgreifen
پیشدستی کردن، پیشبینی کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem/einer Sache vorgreifen)
قبل از زمان مناسب یا قبل از اینکه نوبت کسی برسد، کاری را انجام دادن یا چیزی را گفتن؛ پیشدستی کردن
- Ich möchte der Entscheidung nicht vorgreifen.نمیخواهم در مورد تصمیم پیشدستی کنم.
- Er griff der Frage des Journalisten vor.او به سؤال خبرنگار پیشدستی کرد.
2
auf + Akkusativ
چیزی را از قبل در نظر گرفتن یا پیشبینی کردن؛ برای آینده برنامهریزی کردن
- Wir müssen den zukünftigen Entwicklungen vorgreifen.ما باید تحولات آینده را پیشبینی کنیم.
- Die Planung greift den möglichen Problemen vor.برنامهریزی مشکلات احتمالی را از قبل در نظر میگیرد.