فعل
از جلو نگاه کردن، از جایی بیرون زدن، نمایش دادن (پیشنمایش)
معانی و تعاریف vorgucken:
- چیزی را از قبل دیدن یا نگاهی اجمالی به آن انداختن، پیشنمایش کردن
جملات نمونه برای vorgucken:
Verschämt ''guckte'' sie hinter dem Vorhang ''vor''.
با خجالت از پشت پرده نگاه کرد.
Dein Unterrock ''guckt vor''!
زیرپوشت از زیر لباست معلوم است!
Wir können den Film schon mal vorgucken.
ما میتوانیم فیلم را از قبل ببینیم (پیشنمایش کنیم).