der Vorhang

Aussprache: /ˈfoːɐ̯haŋ/
Worttrennung: Vor·hang
اسم

پرده

Bedeutungen

1

قطعه پارچه‌ای که برای پوشاندن پنجره‌ها یا جدا کردن فضاها استفاده می‌شود.

  • Sie zog den Vorhang zu, um das Zimmer abzudunkeln.او پرده را کشید تا اتاق را تاریک کند.
  • Der Vorhang besteht aus schwerem Samt.پرده از مخمل سنگین ساخته شده است.
  • Wir brauchen neue Vorhänge für das Wohnzimmer.ما برای اتاق نشیمن به پرده‌های جدیدی نیاز داریم.
2

پرده نمایش؛ پارچه یا سطحی که در تئاتر یا سینما برای نمایش فیلم یا صحنه استفاده می‌شود.

  • Der Vorhang hob sich und die Vorstellung begann.پرده بالا رفت و نمایش آغاز شد.
  • Das Publikum wartete gespannt auf das Fallen des Vorhangs.تماشاگران با هیجان منتظر پایین آمدن پرده بودند.
  • Der Vorhang wurde nach der Vorstellung geschlossen.پرده پس از اجرا بسته شد.