der Vorhang
پرده
Bedeutungen
1
قطعه پارچهای که برای پوشاندن پنجرهها یا جدا کردن فضاها استفاده میشود.
- Sie zog den Vorhang zu, um das Zimmer abzudunkeln.او پرده را کشید تا اتاق را تاریک کند.
- Der Vorhang besteht aus schwerem Samt.پرده از مخمل سنگین ساخته شده است.
- Wir brauchen neue Vorhänge für das Wohnzimmer.ما برای اتاق نشیمن به پردههای جدیدی نیاز داریم.
2
پرده نمایش؛ پارچه یا سطحی که در تئاتر یا سینما برای نمایش فیلم یا صحنه استفاده میشود.
- Der Vorhang hob sich und die Vorstellung begann.پرده بالا رفت و نمایش آغاز شد.
- Das Publikum wartete gespannt auf das Fallen des Vorhangs.تماشاگران با هیجان منتظر پایین آمدن پرده بودند.
- Der Vorhang wurde nach der Vorstellung geschlossen.پرده پس از اجرا بسته شد.