فعل
جلوی چیزی را گرفتن، نگه داشتن در مقابل
معانی و تعاریف vorhalten:
- چیزی را جلوی چیزی یا کسی نگه داشتن.
- (jemandem etwas vorhalten) کسی را به خاطر چیزی سرزنش کردن، ایراد گرفتن یا یادآوری کردن.
- (برای مدت طولانی) کافی بودن، دوام آوردن، کفایت کردن.
جملات نمونه برای vorhalten:
„Die erkrankte Person muss sich beim Husten oder Niesen die Hand ''vorhalten'' und sich anschließend die Hände waschen.“
فرد بیمار هنگام سرفه یا عطسه باید دست خود را جلوی دهانش بگیرد و سپس دستانش را بشوید.
Er hielt ihr einen Spiegel vor.
او آینهای را جلوی او نگه داشت.
Halte den Teller nicht so nah an dich vor.
بشقاب را اینقدر نزدیک خودت نگه ندار.