vorhergehen
پیش از آن اتفاق افتادن
Bedeutungen
1
Dativ
از نظر زمانی پیش از یک رویداد دیگر رخ دادن
- Welche Ereignisse gingen dem Krieg vorher?چه وقایعی پیش از جنگ رخ داد؟
- Dem Treffen ging eine lange Planung vorher.پیش از دیدار برنامهریزی طولانی انجام شده بود.