vorhersagen
پیشبینی کردن، پیشگویی کردن
Beispiele
- Ich ''sage vorher'', dass Deutschland in diesem Jahr Weltmeister wird.من ''پیشبینی میکنم'' که آلمان امسال قهرمان جهان خواهد شد.
- Ich ''sage vorher'', dass es gleich anfängt zu regnen.من ''پیشبینی میکنم'' که به زودی باران شروع به باریدن خواهد کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از قبل اعلام کردن، پیشبینی کردن (مثلاً آب و هوا، آینده)
- Der Wetterbericht sagt für morgen Regen vorher.گزارش هواشناسی برای فردا باران پیشبینی میکند.
- Niemand konnte das plötzliche Erdbeben vorhersagen.هیچ کس نتوانست زلزله ناگهانی را پیشبینی کند.