vorhersagen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯hɛɐ̯ˌzaːɡn̩/
Wortzerlegung: vor·her·sa·gen
فعل

پیش‌بینی کردن، پیشگویی کردن

Beispiele

  • Ich ''sage vorher'', dass Deutschland in diesem Jahr Weltmeister wird.من ''پیش‌بینی می‌کنم'' که آلمان امسال قهرمان جهان خواهد شد.
  • Ich ''sage vorher'', dass es gleich anfängt zu regnen.من ''پیش‌بینی می‌کنم'' که به زودی باران شروع به باریدن خواهد کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از قبل اعلام کردن، پیش‌بینی کردن (مثلاً آب و هوا، آینده)

  • Der Wetterbericht sagt für morgen Regen vorher.گزارش هواشناسی برای فردا باران پیش‌بینی می‌کند.
  • Niemand konnte das plötzliche Erdbeben vorhersagen.هیچ کس نتوانست زلزله ناگهانی را پیش‌بینی کند.