vorhersehen
پیشبینی کردن، پیشبینی نمودن
Beispiele
- Hatte Goethe recht? Ist es unsere Gegenwart, die er ''vorhergesehen'' hat?آیا گوته درست میگفت؟ آیا این زمان حال ماست که او "پیشبینی کرده" است؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
پیشبینی کردن، از قبل دیدن (چیزی که قرار است اتفاق بیفتد)
- Niemand konnte die Katastrophe vorhersehen.هیچکس نمیتوانست فاجعه را پیشبینی کند.
- Ich habe das Ergebnis schon vorhergesehen.من نتیجه را از قبل دیده بودم.