vorheulen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌhɔɪ̯lən/
Wortzerlegung: vor·heu·len
فعل

با گریه و زاری به کسی درد دل کردن، ناله کردن

Beispiele

  • In diesem Fall dürfen Sie sich ruhig volllaufen lassen und ihm von Ihren Verflossenen ''vorheulen'', ehe Sie sich mit Verweis auf den Babysitter und Ihren fetten Hintern vom Acker machen.در این مورد، اشکالی ندارد که حسابی بنوشی و از معشوقه‌های قبلی‌ات برایش با گریه تعریف کنی، قبل از اینکه با اشاره به پرستار بچه و باسن چاق خودت، صحنه را ترک کنی.

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) vorheulen

جلوی کسی گریه و زاری کردن یا با گریه شکایت کردن (اغلب با لحنی منفی و به معنای خودخواهی یا اغراق در ناراحتی)

  • Er heulte ihr seine ganze Lebensgeschichte vor.او تمام داستان زندگی‌اش را با گریه برای او تعریف کرد.
  • Hör auf, mir dein Leid vorzuheulen!بس کن، از گریه و زاری کردن برای من دست بردار!