vorholen
بیرون آوردن، به جلو آوردن، به یاد آوردن
Beispiele
- Archäologen wollen bei ihren Grabungen Zeugnisse alter Kulturen ''vorholen'', um Sitten, Gebräuche und Wissensstand früherer Generationen zu erforschen.باستان شناسان در حفاری های خود می خواهند آثار تمدن های باستانی را بیرون بیاورند تا آداب و رسوم و سطح دانش نسل های گذشته را تحقیق کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از جایی به جلو کشیدن یا آوردن؛ مثلاً یک طناب یا یک شیء.
- Er musste das Seil ein Stück vorholen, um es festzubinden.او مجبور شد طناب را کمی جلو بکشد تا آن را محکم ببندد.
- Die Segel wurden vorgeholt, um mehr Wind einzufangen.بادبانها جلو کشیده شدند تا باد بیشتری بگیرند.
2
Akkusativ (oft mit „Rückstand“ oder „Verspätung“)
عقبماندگی یا تأخیر را جبران کردن؛ به سرعت به سطح یا موقعیت قبلی رسیدن.
- Der Läufer konnte seinen Rückstand in der letzten Runde noch vorholen.دونده توانست عقبماندگی خود را در دور آخر جبران کند.
- Wir müssen Überstunden machen, um die verlorene Zeit vorzuholen.ما باید اضافهکاری کنیم تا زمان از دست رفته را جبران کنیم.