vorkämpfen
با تلاش زیاد به دست آوردن، برای چیزی جنگیدن و رسیدن به آن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + durch + Akkusativ
با تلاش زیاد راه خود را باز کردن، پیش رفتن (اغلب در شرایط دشوار).
- Die Truppen kämpften sich durch feindliches Gebiet vor.نیروها با مبارزه راه خود را از منطقه دشمن باز کردند.
- Er musste sich durch die Menge vorkämpfen, um nach vorne zu gelangen.او مجبور بود از میان جمعیت راه باز کند تا به جلو برسد.
2
für + Akkusativ (für jemanden / etwas vorkämpfen)
برای چیزی مبارزه کردن، پیشگام شدن در یک مبارزه یا تلاش برای دستیابی به هدفی.
- Sie kämpfte für die Rechte der Frauen.او برای حقوق زنان مبارزه کرد.
- Der Anwalt kämpfte für die Freilassung seines Mandanten.وکیل برای آزادی موکلش جنگید.