vorkämpfen
با تلاش زیاد به دست آوردن، برای چیزی جنگیدن و رسیدن به آن
Beispiele
- Die Feuerwehrleute ''kämpften'' sich an den Brandherd ''vor''.آتشنشانان با تلاش زیاد خود را به کانون آتش رساندند.
- Sie hoffte, sich bis in die Gruppe der leitenden Angestellten ''vorkämpfen'' zu können.او امیدوار بود که بتواند با تلاش زیاد خود را به جمع مدیران ارشد برساند.
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + durch + Akkusativ
(معمولاً با sich) با تلاش زیاد راه خود را باز کردن، پیش رفتن
- Die Bergsteiger mussten sich durch den tiefen Schnee vorkämpfen.کوهنوردان مجبور بودند راه خود را از میان برف عمیق باز کنند.
- Er kämpfte sich mühsam durch die Menschenmenge vor.او با زحمت زیاد از میان جمعیت راه خود را باز کرد.
2
für + Akkusativ
(مجازی) برای چیزی مبارزه کردن، پیشگام شدن در یک مبارزه
- Sie kämpfte sich für die Rechte der Frauen vor.او برای حقوق زنان پیشگام شد/مبارزه کرد.
- Die Partei hat sich für soziale Gerechtigkeit vorgekämpft.این حزب برای عدالت اجتماعی مبارزه کرده است.