vorkommen
پیش آمدن، اتفاق افتادن، وجود داشتن
Beispiele
- Komm'' doch mal ''vor'' zu mir!بیا «جلو» پیش من!
- Auf der Insel ''kommen'' immer weniger Vogelarten ''vor.در این جزیره گونههای پرندگان کمتری «وجود دارند».
- Braunstein und Braunit können auch ''vorkommen.براونیت و براوناشتاین هم میتوانند «وجود داشته باشند».
- Es ist schon häufiger ''vorgekommen,'' dass Wörter falsch verwendet werden.بیشتر «اتفاق افتاده» که کلمات به اشتباه استفاده شوند.
Bedeutungen
1
intransitiv
اتفاق افتادن، رخ دادن
- So etwas kommt oft vor.چنین چیزی اغلب اتفاق میافتد.
- Das kann schon mal vorkommen.این ممکن است گاهی اوقات رخ دهد.
2
Dativ
به نظر رسیدن، احساس شدن (با Dativ)
- Es kommt mir vor, als ob...به نظرم میرسد که...
- Das kommt mir seltsam vor.این به نظرم عجیب میآید.
3
intransitiv
وجود داشتن، یافت شدن (در طبیعت یا مکانی)
- Erdöl kommt in dieser Region vor.نفت در این منطقه یافت میشود.
- Diese Pflanze kommt nur in den Bergen vor.این گیاه فقط در کوهستانها وجود دارد.