vorkosten
پیشچشیدن، قبل از دیگران چشیدن (برای تست سلامتی/کیفیت)
Bedeutungen
1
Akkusativ / (ohne Objekt)
غذا یا نوشیدنی را قبل از سرو به دیگران چشیدن (برای اطمینان از سلامت، عدم وجود مسمومیت یا طعم مناسب)
- Der Chefkoch muss jedes Gericht vorkosten, bevor es die Küche verlässt.سرآشپز باید هر غذا را قبل از خروج از آشپزخانه پیشچشایی کند.
- Früher mussten Vorkoster die Speisen des Königs vorkosten.در گذشته پیشچشندگان مجبور بودند غذای شاه را قبل از او بچشند.