vorläufig

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌlɔɪ̯fɪç/
Worttrennung: vor·läu·fig
صفت

موقت، موقتی، فعلاً

Bedeutungen

1

چیزی که برای مدت زمان محدود یا تا زمان رسیدن به یک وضعیت دائمی یا نهایی در نظر گرفته شده است؛ موقت.

  • Dies ist nur eine vorläufige Vereinbarung, die endgültige wird später unterzeichnet.این فقط یک توافق موقت است، توافق نهایی بعداً امضا خواهد شد.
  • Der vorläufige Bericht enthält die wichtigsten Ergebnisse.گزارش موقت شامل مهم‌ترین یافته‌ها است.
  • Wir haben eine vorläufige Unterkunft gefunden.ما یک اقامتگاه موقت پیدا کرده‌ایم.