vorläufig
موقت، موقتی، فعلاً
Bedeutungen
1
چیزی که برای مدت زمان محدود یا تا زمان رسیدن به یک وضعیت دائمی یا نهایی در نظر گرفته شده است؛ موقت.
- Dies ist nur eine vorläufige Vereinbarung, die endgültige wird später unterzeichnet.این فقط یک توافق موقت است، توافق نهایی بعداً امضا خواهد شد.
- Der vorläufige Bericht enthält die wichtigsten Ergebnisse.گزارش موقت شامل مهمترین یافتهها است.
- Wir haben eine vorläufige Unterkunft gefunden.ما یک اقامتگاه موقت پیدا کردهایم.