vorliebnehmen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯liːpˌneːmən/
Worttrennung: vor·lieb·neh·men
فعل

به ناچار به چیزی رضایت دادن، قانع بودن

Bedeutungen

1 mit + Dativ

با چیزی قانع بودن، به چیزی بسنده کردن، رضایت دادن به چیزی که ایده‌آل نیست

  • Wir mussten mit einem kleinen Zimmer vorliebnehmen.ما مجبور شدیم به یک اتاق کوچک قانع باشیم.
  • Wenn kein Kaffee da ist, müssen wir mit Tee vorliebnehmen.اگر قهوه نباشد، باید به چای بسنده کنیم.