vorliebnehmen
به ناچار به چیزی رضایت دادن، قانع بودن
Bedeutungen
1
mit + Dativ
با چیزی قانع بودن، به چیزی بسنده کردن، رضایت دادن به چیزی که ایدهآل نیست
- Wir mussten mit einem kleinen Zimmer vorliebnehmen.ما مجبور شدیم به یک اتاق کوچک قانع باشیم.
- Wenn kein Kaffee da ist, müssen wir mit Tee vorliebnehmen.اگر قهوه نباشد، باید به چای بسنده کنیم.