vormachen
نشان دادن نحوه انجام کار، گول زدن، وانمود کردن
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
نحوه انجام کاری را به کسی عملی نشان دادن.
- Kannst du mir bitte vormachen, wie das geht?میتوانی لطفاً به من نشان دهی که این چطور انجام میشود؟
- Der Lehrer machte den Schülern die Übung vor.معلم تمرین را به دانشآموزان نشان داد.
2
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
کسی را فریب دادن، گول زدن یا وانمود کردن.
- Du kannst mir nichts vormachen!تو نمیتوانی مرا گول بزنی!
- Man sollte sich selbst nichts vormachen.نباید خود را فریب داد.