فعل
نقاشی کردن (برای آموزش)، ترسیم کردن، تصویر کردن
معانی و تعاریف vormalen:
- چیزی را از قبل کشیدن یا برای کسی کشیدن تا به عنوان الگو یا راهنما استفاده شود.
جملات نمونه برای vormalen:
Sie ''malte'' der Tochter das große S und das große B ''vor''.
او حرف بزرگ "S" و حرف بزرگ "B" را برای دخترش نقاشی کرد.
Marie hatte sich das Wiedersehen so schön ''vorgemalt''.
ماری دیدار مجدد را خیلی زیبا در ذهن خود تصویر کرده بود.
„Man hatte dem Papste nämlich ''vorgemalt'', dieser Vertrag sei kein definitiver, sondern eine bloße Vorverhandlung.“
"به پاپ چنین القا شده بود که این قرارداد قطعی نیست، بلکه صرفاً یک مذاکره مقدماتی است."