فعل
به جلو خم شدن، تعظیم کردن
معانی و تعاریف vorneigen:
- به سمت جلو خم شدن یا متمایل شدن.
جملات نمونه برای vorneigen:
„Sie ''neigte'' sich ''vor'', um ihm ins Ohr zu flüstern. «Sehr lange kaufen die uns das nicht ab. Mehr als ein paar Minuten haben wir nicht.»“
«او به جلو خم شد تا در گوشش نجوا کند. «آنها این را برای مدت طولانی باور نخواهند کرد. بیش از چند دقیقه وقت نداریم.»»
Er neigte sich leicht vor, um besser zu hören.
او کمی به جلو خم شد تا بهتر بشنود.
Die Blumen neigen sich im Wind vor.
گلها در باد به جلو خم میشوند.