فعل
با سرعت جلو رفتن، پیشروی کردن (گاهی بدون توجه به عواقب)
معانی و تعاریف vorpreschen:
- (واقعی) با سرعت و عجله جلو رفتن، پیش تاختن
- (مجازی) در بحث یا عملی پیشدستی کردن، بدون فکر قبلی یا مشورت جلو رفتن
جملات نمونه برای vorpreschen:
„Dahinter ritten hundert Schwerbewaffnete, die bei Gefechtsbeginn sofort ''vorpreschten''.“
"صد نفر مسلح در پشت سر آنها سوار بودند که بلافاصله در شروع درگیری جلو رفتند."
Der Reiter preschte vor, um den Weg zu erkunden.
سوارکار جلو تاخت تا مسیر را شناسایی کند.
Die Kinder preschten vor, um die Geschenke zu sehen.
بچهها با عجله جلو رفتند تا هدایا را ببینند.