vorquellen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌkvɛlən/
Wortzerlegung: vor·quel·len
فعل

بیرون زدن، سرریز کردن

Beispiele

  • Der Kopf ist so lang wie breit, die Augen ''vorgequollen,'' doch nicht ganz so stark wie bei umbraculatus F.; …سر به همان اندازه که پهن است بلند است، چشم‌ها بیرون زده‌اند، اما نه به اندازه "umbraculatus F."؛ ...

Bedeutungen

1 intransitiv (oft mit aus + Dativ)

به صورت مایع یا گاز از جایی به بیرون فوران کردن یا سرریز شدن.

  • Das Wasser quillt aus der Quelle vor.آب از چشمه فوران می‌کند.
  • Der Rauch quoll aus dem Schornstein vor.دود از دودکش بیرون می‌زد.
2 intransitiv

به صورت مجازی، چیزی به مقدار زیاد و با شدت از جایی بیرون زدن یا نمایان شدن.

  • Die Emotionen quollen aus ihm vor.احساسات از او فوران می‌کرد.
  • Die Worte quollen nur so aus ihr vor.کلمات همین‌طور از دهانش بیرون می‌ریخت.