vorrücken
پیشروی کردن، جلو کشیدن
Bedeutungen
1
Intransitiv
به جلو حرکت کردن، پیشروی کردن (مثلاً در جنگ، در یک صف).
- Die Truppen sind bis zur Grenze vorgerückt.نیروها تا مرز پیشروی کردهاند.
- Die Zeit rückt vor, und wir haben noch viel zu tun.زمان پیش میرود و ما هنوز کارهای زیادی داریم.
2
Akkusativ
چیزی را به جلو حرکت دادن، جلو کشیدن.
- Er rückte den Sessel näher an den Kamin.او مبل را نزدیکتر به شومینه جلو کشید.
- Sie rückte die Uhr um eine Stunde vor.او ساعت را یک ساعت جلو کشید.