vorrücken

Aussprache: /ˈfɔrˌrʏkŋ̍/
Worttrennung: vor·rü·cken
فعل

پیشروی کردن، جلو کشیدن

Bedeutungen

1 Intransitiv

به جلو حرکت کردن، پیشروی کردن (مثلاً در جنگ، در یک صف).

  • Die Truppen sind bis zur Grenze vorgerückt.نیروها تا مرز پیشروی کرده‌اند.
  • Die Zeit rückt vor, und wir haben noch viel zu tun.زمان پیش می‌رود و ما هنوز کارهای زیادی داریم.
2 Akkusativ

چیزی را به جلو حرکت دادن، جلو کشیدن.

  • Er rückte den Sessel näher an den Kamin.او مبل را نزدیک‌تر به شومینه جلو کشید.
  • Sie rückte die Uhr um eine Stunde vor.او ساعت را یک ساعت جلو کشید.