فعل
به جلو کشیدن، جلو آوردن (عضو بدن)
معانی و تعاریف vorrecken:
- بخشی از بدن یا شیئی را به سمت جلو دراز کردن یا کشیدن
جملات نمونه برای vorrecken:
Sie ''reckt'' das Kinn ''vor'' und schaut mich trotzig an.
او چانهاش را جلو آورد و با لجبازی به من نگاه کرد.
Neugierig ''reckten'' die Kühe die Köpfe ''vor''.
گاوها با کنجکاوی سرشان را جلو آوردند.
Er reckte den Arm vor, um den Ball zu fangen.
او دستش را جلو کشید تا توپ را بگیرد.