vorsagen
دیکته کردن، خواندن برای تکرار، تقلب رساندن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)
متن یا جملاتی را به آرامی برای کسی گفتن تا او یاد بگیرد یا تکرار کند
- Die Mutter sagte dem Kind das Gebet vor.مادر دعا را برای کودک خواند (تا تکرار کند).
- Der Lehrer sagte die Vokabeln einzeln vor.معلم واژهها را یکبهیک خواند.
2
Dativ (jemandem) / (intransitiv)
پاسخ سوال را در امتحان یا کلاس به کسی رساندن (تقلب دادن)
- Er hat seinem Nachbarn die Lösung vorgesagt.او پاسخ را به بغلدستیاش رساند (تقلب داد).
- Während der Prüfung darf man nicht vorsagen.در طول امتحان نباید به کسی تقلب رساند.