vorsassen
ریاست کردند / نشستند در مقابل
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرض کردن یا پذیرفتن یک اصل، ایده یا وضعیت به عنوان مبنای استدلال یا بحث، بدون اثبات آن.
- In dieser philosophischen Abhandlung wird vorausgesetzt, dass der Mensch von Natur aus gut ist.در این رساله فلسفی فرض شده است که انسان ذاتاً خوب است.
- Für die weitere Analyse setzen wir voraus, dass die Daten vollständig und korrekt sind.برای تحلیل بیشتر، فرض میکنیم که دادهها کامل و صحیح هستند.