vorschalten
پیشبست کردن، در ابتدا قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ + Dativ
مقاومت، ترانسفورماتور یا مرحلهای را پیش از بخش اصلی در مدار یا فرایند متصل کردن
- Man muss der LED einen Widerstand vorschalten.باید یک مقاومت را پیش از LED متصل (پیشبست) کرد.
- Dem eigentlichen Verfahren wird eine Prüfungsphase vorgeschaltet.پیش از فرآیند اصلی، یک مرحله ارزیابی قرار داده میشود.