vorschalten

Aussprache: /ˈfɔʁˌʃaltn̩/
Wortzerlegung: vor·schal·ten
فعل

پیش‌بست کردن، در ابتدا قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ + Dativ

مقاومت، ترانسفورماتور یا مرحله‌ای را پیش از بخش اصلی در مدار یا فرایند متصل کردن

  • Man muss der LED einen Widerstand vorschalten.باید یک مقاومت را پیش از LED متصل (پیش‌بست) کرد.
  • Dem eigentlichen Verfahren wird eine Prüfungsphase vorgeschaltet.پیش از فرآیند اصلی، یک مرحله ارزیابی قرار داده می‌شود.