vorschreiten
پیش رفتن، جلو رفتن (به صورت آهسته یا تدریجی)
Beispiele
- Ludovico zeigt auf das Gemälde des Herzogs, ''schreitet vor'' und legt das Pergament in Wilhelms Hand.لودوویکو به نقاشی دوک اشاره میکند، ""پیش میرود"" و طومار را در دست ویلهلم میگذارد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
به سمت جلو حرکت کردن، جلوتر رفتن، پیش رفتن (به معنای فیزیکی یا مجازی)
- Die Zeit schreitet unaufhaltsam vor.زمان بیوقفه پیش میرود.
- Der Redner schritt langsam zum Pult vor.سخنران آهسته به سمت تریبون پیش رفت.
2
(intransitiv)
در یک فرآیند یا توسعه، پیشرفت کردن و جلو رفتن
- Die Arbeiten an dem Projekt schreiten gut vor.کارها روی پروژه به خوبی پیش میرود.
- Die Forschung schreitet in diesem Bereich schnell vor.تحقیقات در این زمینه به سرعت پیشرفت میکند.