vorschwärmen
با شور و شوق تعریف کردن، غلوآمیز ستایش کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ (von jemandem / etwas vorschwärmen)
با شور و شوق و هیجان زیاد از چیزی یا کسی تعریف کردن، ستایش کردن.
- Sie schwärmte schon seit Wochen von ihrem neuen Freund.او از هفتهها پیش درباره دوست جدیدش با شور و شوق تعریف میکرد.
- Die Kinder schwärmten von den Ferien und den vielen Spielen.بچهها از تعطیلات و بازیهای زیادشان با هیجان حرف میزدند.