vorsichtig

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌzɪçtɪç/
Worttrennung: vor·sich·tig
صفت

مراقب، محتاط

Bedeutungen

1

با احتیاط و دقت عمل کردن برای جلوگیری از خطر یا اشتباه؛ مراقب.

  • Sei vorsichtig, wenn du über die Straße gehst.هنگام عبور از خیابان مراقب باش.
  • Er fuhr sehr vorsichtig, weil die Straße nass war.او بسیار محتاطانه رانندگی می‌کرد زیرا جاده خیس بود.
  • Man muss bei solchen Entscheidungen vorsichtig sein.باید در چنین تصمیماتی محتاط بود.
2

با در نظر گرفتن جوانب و پیامدها؛ محتاطانه.

  • Sie traf eine vorsichtige Aussage, um keine falschen Hoffnungen zu wecken.او اظهار نظر محتاطانه‌ای کرد تا امیدهای کاذب ایجاد نکند.
  • Der Arzt riet ihm, vorsichtig mit seiner Gesundheit umzugehen.پزشک به او توصیه کرد که با سلامتی خود با احتیاط رفتار کند.
  • Wir müssen bei der Planung des Projekts vorsichtig vorgehen.ما باید در برنامه‌ریزی پروژه با احتیاط عمل کنیم.