vorsichtig
مراقب، محتاط
Bedeutungen
1
با احتیاط و دقت عمل کردن برای جلوگیری از خطر یا اشتباه؛ مراقب.
- Sei vorsichtig, wenn du über die Straße gehst.هنگام عبور از خیابان مراقب باش.
- Er fuhr sehr vorsichtig, weil die Straße nass war.او بسیار محتاطانه رانندگی میکرد زیرا جاده خیس بود.
- Man muss bei solchen Entscheidungen vorsichtig sein.باید در چنین تصمیماتی محتاط بود.
2
با در نظر گرفتن جوانب و پیامدها؛ محتاطانه.
- Sie traf eine vorsichtige Aussage, um keine falschen Hoffnungen zu wecken.او اظهار نظر محتاطانهای کرد تا امیدهای کاذب ایجاد نکند.
- Der Arzt riet ihm, vorsichtig mit seiner Gesundheit umzugehen.پزشک به او توصیه کرد که با سلامتی خود با احتیاط رفتار کند.
- Wir müssen bei der Planung des Projekts vorsichtig vorgehen.ما باید در برنامهریزی پروژه با احتیاط عمل کنیم.