vorspielen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃpiːlən/
Wortzerlegung: vor·spie·len
فعل

اجرا کردن (برای کسی)، وانمود کردن/تظاهر کردن

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

قطعه موسیقی یا صحنه تئاتری را جلوی کسی اجرا کردن یا نواختن

  • Er hat dem Lehrer ein Stück auf dem Klavier vorgespielt.او قطعه‌ای را با پیانو برای معلمش اجرا کرد (نواخت).
  • Die Schauspieler mussten vor der Jury vorspielen.بازیگران مجبور بودند مقابل داوران نقش تست بدهند (اجرا کنند).
2 Dativ (Person) + Akkusativ / dass...

تظاهر کردن به حس یا حالتی، فیلم بازی کردن و دیگران را فریب دادن

  • Sie hat ihm nur vorgespielt, dass sie ihn liebt.او فقط به او وانمود می‌کرد (فیلم بازی می‌کرد) که دوستش دارد.
  • Du musst mir nichts vorspielen, ich kenne die Wahrheit.لازم نیست برای من تظاهر کنی، من حقیقت را می‌دانم.