vorspielen
اجرا کردن (برای کسی)، وانمود کردن/تظاهر کردن
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
قطعه موسیقی یا صحنه تئاتری را جلوی کسی اجرا کردن یا نواختن
- Er hat dem Lehrer ein Stück auf dem Klavier vorgespielt.او قطعهای را با پیانو برای معلمش اجرا کرد (نواخت).
- Die Schauspieler mussten vor der Jury vorspielen.بازیگران مجبور بودند مقابل داوران نقش تست بدهند (اجرا کنند).
2
Dativ (Person) + Akkusativ / dass...
تظاهر کردن به حس یا حالتی، فیلم بازی کردن و دیگران را فریب دادن
- Sie hat ihm nur vorgespielt, dass sie ihn liebt.او فقط به او وانمود میکرد (فیلم بازی میکرد) که دوستش دارد.
- Du musst mir nichts vorspielen, ich kenne die Wahrheit.لازم نیست برای من تظاهر کنی، من حقیقت را میدانم.