vorspringen
به جلو پریدن، بیرون زده بودن
Bedeutungen
1
intransitiv
ناگهان به جلو پریدن یا حرکت کردن
- Der Hund sprang plötzlich vor und bellte.سگ ناگهان به جلو پرید و پارس کرد.
- Ein Kind sprang vor das Auto.یک بچه جلوی ماشین پرید.
2
intransitiv
بیرون زدن، برجسته بودن یا جلوتر قرار گرفتن (مثل صخره یا قفسه)
- Das Regal springt zu weit in den Raum vor.قفسه بیش از حد به داخل اتاق بیرون زده است.
- Die Felsen springen hier gefährlich weit vor.صخرهها در اینجا به طرز خطرناکی زیاد بیرون زدهاند.