vorsummten
وزوز کردند (به جلو)
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
با لحنی آرام و ملایم، اغلب به صورت آهنگی بیکلام یا زمزمه، به سمت کسی یا جایی حرکت کردن، معمولاً با حالتی دوستانه یا مرموز.
- Die Kinder summten fröhlich auf den Garten zu, wo die Blumen bereits in voller Blüte standen.بچهها با شادی زمزمهکنان به سوی باغ رفتند، جایی که گلها در حال شکوفایی کامل بودند.
- Er summte geheimnisvoll auf die alte Truhe zu, deren Inhalt er unbedingt erfahren wollte.او به صورت مرموزی زمزمهکنان به سوی صندوقچه قدیمی رفت که مشتاق کشف محتوای آن بود.