vorurteilsbehaftet
دارای پیشداوری، جانبدارانه، متعصب
Bedeutungen
1
دارای پیشداوری؛ تحت تأثیر قضاوتهای از پیش تعیین شده و اغلب نادرست.
- Die Berichterstattung der Zeitung war eindeutig vorurteilsbehaftet.گزارشگری روزنامه به وضوح جانبدارانه بود.
- Er versuchte, seine vorurteilsbehafteten Ansichten zu verbergen, aber es gelang ihm nicht.او سعی کرد دیدگاههای دارای پیشداوری خود را پنهان کند، اما موفق نشد.
- Eine vorurteilsbehaftete Haltung erschwert das Verständnis anderer Kulturen.یک نگرش جانبدارانه، درک فرهنگهای دیگر را دشوار میکند.