vorurteilsbeladen
سرشار از پیشداوری، جانبدارانه، متعصب
Bedeutungen
1
تحت تأثیر شدید پیشداوریها؛ داشتن دیدگاههای از پیش تعیین شده و اغلب منفی نسبت به افراد یا گروهها.
- Seine Analyse war leider sehr vorurteilsbeladen und nicht objektiv.متأسفانه تحلیل او بسیار جانبدارانه و غیرعینی بود.
- Die Jury traf eine vorurteilsbeladene Entscheidung, die auf Stereotypen basierte.هیئت منصفه تصمیمی سرشار از پیشداوری گرفت که بر اساس کلیشهها بود.
- Es ist schwer, mit jemandem zu diskutieren, der so vorurteilsbeladen ist.بحث کردن با کسی که اینقدر متعصب است، دشوار است.