vorvorletzte
سه تا مانده به آخر، قبل از قبل از آخر
Beispiele
- Vorvorletztes'' Mal hatte ich mehr Glück.دفعه قبل از قبل از آخر شانس بیشتری داشتم.
- Auf dem ''vorvorletzte'' Tabellenplatz zu landen, war für den Club eine Schmach.قرار گرفتن در جایگاه سوم مانده به آخر جدول، برای باشگاه مایه ننگ بود.