vorwegnehmen

Aussprache: /ˌfɔʁˈvɛkˌneːmən/
Wortzerlegung: vor·weg·neh·men
فعل

پیش‌دستی کردن، از قبل گفتن یا انجام دادن، پیش‌خور کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را زودتر از موعد بیان یا انجام دادن، پیش‌دستی کردن

  • Ich möchte das Ergebnis der Untersuchung nicht vorwegnehmen.نمی‌خواهم نتیجه تحقیق را از قبل لو بدهم.
  • Er hat meine Frage bereits vorweggenommen.او به سؤال من پیش‌دستی کرد و قبل از پرسیدنم جواب داد.
2 Akkusativ

چیزی (لذت، ارث، پاداش) را زودتر تجربه یا مصرف کردن (پیش‌خور کردن)

  • Sie hat einen Teil ihres Erbes vorweggenommen.او بخشی از ارث خود را از قبل دریافت کرده است.
  • Man sollte die Freude auf das Ereignis nicht vorwegnehmen.نباید لذت آن اتفاق را از قبل مصرف کرد.