vorweihnachtlich

Aussprache: /ˈfoːɐ̯vaɪ̯naxtlɪç/
Worttrennung: vor·weih·nacht·lich
صفت

مربوط به زمان قبل از کریسمس، پیش از کریسمس، کریسمسی (در معنای حال و هوای قبل از کریسمس)

Bedeutungen

1

مربوط به دوره زمانی قبل از جشن کریسمس؛ شامل حال و هوای، فعالیت‌ها و تدارکات مربوط به این دوره.

  • Die Stadt war in vorweihnachtlicher Stimmung.شهر در حال و هوای پیش از کریسمس بود.
  • Wir haben uns auf dem vorweihnachtlichen Markt getroffen.ما در بازار پیش از کریسمس همدیگر را ملاقات کردیم.
  • Die Dekorationen im Einkaufszentrum waren sehr vorweihnachtlich.تزئینات مرکز خرید بسیار مربوط به قبل از کریسمس بود.