vorweinen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌvaɪ̯nən/
Wortzerlegung: vor·wei·nen
فعل

با گریه و زاری به کسی درد دل کردن، ناله کردن

Beispiele

  • Danke für alles, Elisa, wir sehen uns morgen, und ich verspreche dir, dass ich dir dann nichts mehr ''vorweinen'' werde.ممنون برای همه چیز، الیسا، فردا می‌بینمت، و به تو قول می‌دهم که فردا دیگر برایت گریه و زاری نکنم.

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) vorweinen / sich vorweinen

جلوی کسی گریه کردن، اشک ریختن (می‌تواند به معنای گریه کردن از قبل یا پیش از وقوع چیزی باشد)

  • Sie weinte ihm ihre Sorgen vor.او نگرانی‌هایش را برای او گریه کرد.
  • Ich habe mich schon vorgeweint, bevor die schlechte Nachricht kam.من قبل از اینکه خبر بد بیاید، از قبل گریه کرده بودم (اشک‌هایم را ریخته بودم).