قید
عمدتاً، بیشتر، به طور عمده
جملات نمونه برای vorwiegend:
An dieser Küste brüten ''vorwiegend'' Lunde.
در این ساحل عمدتاً مرغهای ماهیخوار (پافین) زادآوری میکنند.
„Ältere Emus fressen ''vorwiegend'' Früchte, Beeren, Samen, Blüten, junge Pflanzenschösslinge, frisches Gras und Kräuter.“
«اموهای مسنتر عمدتاً میوهها، توتها، دانهها، شکوفهها، جوانههای گیاهی، علف تازه و سبزیجات میخورند.»