vorzeichnen
پیشطراحی کردن، طرح اولیه کشیدن؛ نشان دادن (نحوه انجام کاری)
Bedeutungen
1
Akkusativ
طرح اولیه یا خطوط اصلی چیزی را کشیدن قبل از جزئیات نهایی.
- Der Künstler hat die Konturen des Porträts vorsichtig vorgezeichnet.هنرمند خطوط چهره را با دقت پیشطرح زده بود.
2
Akkusativ
مسیر، سرنوشت یا آیندهای را از قبل مشخص یا تعیین کردن.
- Die Ereignisse der letzten Jahre haben den Weg für die Zukunft vorgezeichnet.وقایع سالهای اخیر مسیر آینده را از پیش تعیین کردهاند.