vorzeigbar
قابل ارائه، قابل نمایش، آبرومند، نمونه
Bedeutungen
1
چیزی که به اندازه کافی خوب است که به دیگران نشان داده شود یا به عنوان نمونهای از کیفیت خوب ارائه شود.
- Sein Arbeitszimmer war immer ordentlich und vorzeigbar.اتاق کار او همیشه مرتب و قابل نمایش بود.
- Sie präsentierte eine vorzeigbare Leistung bei der Prüfung.او عملکرد قابل قبولی در امتحان ارائه داد.
- Das Hotel bietet vorzeigbare Zimmer, aber der Service lässt zu wünschen übrig.هتل اتاقهای قابل قبولی ارائه میدهد، اما سرویسدهی جای کار دارد.
2
در مورد افراد، به ویژه کودکان، که رفتار خوبی دارند و والدینشان میتوانند به آنها افتخار کنند.
- Die Kinder waren heute sehr brav und vorzeigbar.بچهها امروز خیلی مودب و آبرومند بودند.
- Er erzog seine Kinder zu vorzeigbaren Mitgliedern der Gesellschaft.او فرزندانش را به اعضای قابل افتخار جامعه تربیت کرد.
- Sie hoffte, dass ihr Sohn sich bei der Familienfeier vorzeigbar benehmen würde.او امیدوار بود که پسرش در مهمانی خانوادگی رفتار آبرومندی از خود نشان دهد.