vorzubeugen
پیشگیری کردن، خم شدن به جلو (برای پیشگیری کردن)
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
به جلو خم شدن.
- Er beugte sich vor, um besser zu hören.او به جلو خم شد تا بهتر بشنود.
- Bitte beugen Sie sich nicht über das Geländer.لطفاً روی نرده خم نشوید.
2
Dativ (einer Sache vorbeugen)
از وقوع چیزی جلوگیری کردن، پیشگیری کردن.
- Man sollte Krankheiten vorbeugen.باید از بیماریها پیشگیری کرد.
- Diese Maßnahmen sollen Unfällen vorbeugen.این اقدامات برای جلوگیری از حوادث است.