vorzufallen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯tsuˌfalən/
Worttrennung: vor·zu·fal·len
Erweiterter Infinitiv

اتفاق افتادن، رخ دادن (برای اتفاق افتادن)

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

اتفاق افتادن، رخ دادن (معمولاً در مورد حوادث یا رویدادهای ناخوشایند).

  • Was ist hier vorgefallen?اینجا چه اتفاقی افتاده است؟
  • Solche Vorfälle dürfen nicht wieder vorfallen.چنین حوادثی نباید دوباره رخ دهند.
2 (ohne Objekt)

بیرون زدن، جلو آمدن (مثلاً در پزشکی).

  • Der Bandscheibenvorfall ist ein Beispiel dafür, wie etwas vorfallen kann.فتق دیسک نمونه‌ای از این است که چگونه چیزی می‌تواند بیرون بزند.
  • Ein Teil des Organs ist vorgefallen.بخشی از عضو بیرون زده است.