vorzufallen
اتفاق افتادن، رخ دادن (برای اتفاق افتادن)
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
اتفاق افتادن، رخ دادن (معمولاً در مورد حوادث یا رویدادهای ناخوشایند).
- Was ist hier vorgefallen?اینجا چه اتفاقی افتاده است؟
- Solche Vorfälle dürfen nicht wieder vorfallen.چنین حوادثی نباید دوباره رخ دهند.
2
(ohne Objekt)
بیرون زدن، جلو آمدن (مثلاً در پزشکی).
- Der Bandscheibenvorfall ist ein Beispiel dafür, wie etwas vorfallen kann.فتق دیسک نمونهای از این است که چگونه چیزی میتواند بیرون بزند.
- Ein Teil des Organs ist vorgefallen.بخشی از عضو بیرون زده است.