vorzugeben
وانمود کردن، ادعا کردن؛ تعیین کردن (برای وانمود کردن)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
وانمود کردن، تظاهر کردن، ادعا کردن (چیزی که درست نیست).
- Er gab vor, krank zu sein.او وانمود کرد که بیمار است.
- Sie gab vor, nichts davon zu wissen.او وانمود کرد که چیزی از آن نمیداند.
2
etwas (Akkusativ)
تعیین کردن، مشخص کردن، دستورالعمل دادن.
- Die Regeln sind klar vorgegeben.قوانین به وضوح مشخص شدهاند.
- Der Chef hat uns ein Ziel vorgegeben.رئیس برای ما هدفی تعیین کرده است.
3
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
به کسی برتری دادن، پیشی دادن (در مسابقه یا بازی).
- Er musste seinem Gegner einen Punkt vorgeben.او مجبور شد به حریفش یک امتیاز برتری بدهد.
- Im Schachspiel kann man dem Anfänger eine Figur vorgeben.در بازی شطرنج میتوان به مبتدی یک مهره برتری داد.