vorzugeben

Aussprache: /ˈfoːɐ̯tsuˌɡeːbən/
Wortzerlegung: vor·zu·ge·ben
Erweiterter Infinitiv

وانمود کردن، ادعا کردن؛ تعیین کردن (برای وانمود کردن)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

وانمود کردن، تظاهر کردن، ادعا کردن (چیزی که درست نیست).

  • Er gab vor, krank zu sein.او وانمود کرد که بیمار است.
  • Sie gab vor, nichts davon zu wissen.او وانمود کرد که چیزی از آن نمی‌داند.
2 etwas (Akkusativ)

تعیین کردن، مشخص کردن، دستورالعمل دادن.

  • Die Regeln sind klar vorgegeben.قوانین به وضوح مشخص شده‌اند.
  • Der Chef hat uns ein Ziel vorgegeben.رئیس برای ما هدفی تعیین کرده است.
3 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)

به کسی برتری دادن، پیشی دادن (در مسابقه یا بازی).

  • Er musste seinem Gegner einen Punkt vorgeben.او مجبور شد به حریفش یک امتیاز برتری بدهد.
  • Im Schachspiel kann man dem Anfänger eine Figur vorgeben.در بازی شطرنج می‌توان به مبتدی یک مهره برتری داد.