vorzugehen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯tsuˌɡeːən/
Worttrennung: vor·zu·ge·hen
Erweiterter Infinitiv

پیش رفتن، اقدام کردن؛ اتفاق افتادن (برای پیش رفتن)

Bedeutungen

1 gegen + Akkusativ / mit + Dativ

اقدام کردن، عمل کردن (معمولاً در برابر چیزی یا به روشی خاص)

  • Die Polizei muss gegen Kriminalität vorgehen.پلیس باید علیه جرم و جنایت اقدام کند.
  • Wir müssen vorsichtig vorgehen, um Fehler zu vermeiden.ما باید با احتیاط عمل کنیم تا از اشتباهات جلوگیری شود.
2 ohne Objekt / mit + Dativ

جلو رفتن، پیش افتادن (در صف، در کار، با مثال)

  • Bitte gehen Sie vor, ich folge Ihnen.لطفاً شما جلو بروید، من دنبالتان می‌آیم.
  • Er ging mit gutem Beispiel vor und motivierte das Team.او با مثال خوب پیش رفت و تیم را ترغیب کرد.
3 ohne Objekt (oft mit 'es')

اتفاق افتادن، رخ دادن (معمولاً در مورد وقایع یا وضعیت‌ها)

  • Was geht hier eigentlich vor?اینجا واقعاً چه خبر است؟ / چه اتفاقی می‌افتد؟
  • Im Hintergrund geht etwas Merkwürdiges vor.در پس‌زمینه اتفاق عجیبی در حال رخ دادن است.