vorzuherrschen
غالب بودن، رواج داشتن (برای غالب بودن)
Bedeutungen
1
ohne Objekt
غالب بودن، حاکم بودن (در مورد شرایط، آب و هوا، احساسات)
- In dieser Region herrscht ein mildes Klima vor.در این منطقه آب و هوای معتدلی غالب است.
- In der Diskussion herrschte eine optimistische Stimmung vor.در بحث، حال و هوای خوشبینانهای حاکم بود.
2
ohne Objekt
شایع بودن، رایج بودن (در مورد عقاید، بیماریها)
- Diese Meinung herrscht in der Bevölkerung vor.این عقیده در بین مردم رایج است.
- Armut herrscht in vielen Teilen der Welt vor.فقر در بسیاری از نقاط جهان شایع است.