vorzutäuschen

Aussprache: /foːɐ̯ˈtsuːˌtɔɪ̯ʃn̩/
Worttrennung: vor·zu·täu·schen
Erweiterter Infinitiv

وانمود کردن، تظاهر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ظاهراً چیزی را نشان دادن یا وانمود کردن که در واقعیت وجود ندارد یا صحیح نیست؛ جعل کردن یک وضعیت یا احساس.

  • Er versuchte, seine Krankheit vorzutäuschen, um der Prüfung zu entgehen.او سعی کرد بیماری خود را وانمود کند تا از امتحان فرار کند.
  • Die diplomatische Note sollte nur ein Vorwand sein, um die tatsächlichen Absichten vorzutäuschen.یادداشت دیپلماتیک صرفاً باید بهانه‌ای برای تظاهر به نیات واقعی باشد.
2 Akkusativ

ایجاد یک تصور نادرست یا فریبنده به منظور پنهان کردن حقیقت یا گمراه کردن دیگران.

  • Die Firma täuschte Gewinne vor, um Investoren anzulocken.شرکت برای جذب سرمایه‌گذاران سودهای ساختگی نشان داد.
  • Es ist schwierig, echte Gefühle vorzutäuschen, wenn man innerlich ganz anderer Meinung ist.وانمود کردن احساسات واقعی دشوار است، وقتی که در درون کاملاً نظر دیگری داری.