voyeuristisch

Aussprache: /vo̯ajøˈrɪstɪʃ/
Worttrennung: voy·eu·ris·tisch
صفت

چشم‌چرانانه، مربوط به چشم‌چرانی

Bedeutungen

1

دارای ماهیت یا تمایل به مشاهده پنهانی و کنجکاوانه فعالیت‌های خصوصی دیگران، به ویژه فعالیت‌های جنسی، بدون دخالت یا اطلاع آن‌ها.

  • Die Dokumentation hatte einen voyeuristischen Unterton, der unangenehm war.این مستند لحنی چشم‌چرانانه داشت که ناخوشایند بود.
  • Er hatte eine voyeuristische Faszination für das Leben seiner Nachbarn.او شیفتگی چشم‌چرانانه‌ای به زندگی همسایگانش داشت.
  • Die Art, wie die Klatschpresse über das Privatleben der Stars berichtet, wirkt oft voyeuristisch.نحوه گزارش رسانه‌های زرد درباره زندگی خصوصی ستارگان اغلب چشم‌چرانانه به نظر می‌رسد.