vozieren
احضار کردن (به دادگاه)
Beispiele
- Du wurdest vor das Gericht ''voziert.تو به دادگاه احضار شدی.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(حقوقی، قدیمی) کسی را به دادگاه یا برای انجام کاری فراخواندن یا احضار کردن.
- Der Richter vozierte den Zeugen vor Gericht.قاضی شاهد را به دادگاه احضار کرد.
- Man vozierte ihn, um seine Aussage zu protokollieren.او را احضار کردند تا اظهاراتش را ثبت کنند.